UA-118641233-1
یک دقیقه مطالعه

داستان کوتاه پسرک بخشنده

هر روز یک داستان کوتاه در مجله ایده و آموزش دیفرمگ بخوانید!

مجله آنلاین دیفرمگ-روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود، پسر 10 ساله‌ای وارد قهوه فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.

پسر پرسید: «بستنی با شکلات چند است؟»

خدمتکار گفت: « 50 سنت»

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را درآورد و شمرد. بعد پرسید: «بستنی خالی چند است؟» خدمتکار باتوجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده‌ای بیرون قهوه فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگی گفت: «35 سنت» پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: «برای من یک بستنی ساده بیاورید.»

منتخب روز دوازدهم شهریور
منتخب روز دوازدهم شهریور

خدمتکار یک بستنی ساده آورد و صورت‌حساب را نیز روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت. هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسربچه روی میز در کنار بشقاب خالی، 15 سنت برای او انعام گذاشته بود.

به کانال تلگرام مجله ایده و آموزش دیفر مگ بپیوندید

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن