دیفر نیوز

چهار فراز اجابت دعا،از ابوحمزه ثمالی

یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست.

مجله آنلاین دیفرمگ-برای اجابت نیایش و دعا شرایطی است که آن عناصر محوری چهارگانه را وجود مبارک امام سجاد سلام‌الله‌علیه در ضمن دعا بازگو می‌کند.

عنصر اوّل آن است که راه برای رفتن باز باشد، بسته نباشد. نه‌تنها برای یک نفر یا یک‌میلیون نفر، راه برای اولین و آخرین باز باشد. یعنی راه باید بیکران تا بیکران باشد. تا کسی در این راه احساس مزاحمت نکند.
دوّمین شرط آن است که آن مرجع نهائی و مقصد که سالکان کوی او به او رسیده‌اند توان اجابت خواسته‌های همه را داشته باشد.
سوم آن‌که روندگان واجد شرایط باشند. موحّدانه راه توحید ناب را طی کنند. در بین راه به غیر خدا تکیه نکنند. برای این‌که به غیر خدا اَحدی نیست و نمی‌شود با راه توحید به غیر خدا مراجعه کرد.
شرط چهارم و عنصر چهارم آن است که آن مرجع نهائی یعنی ذات اقدس اله دعوت کرده باشد. اگر دعوت نکرده باشد طی این راه ثمربخش نیست.

اول:

خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام فرمودند: اگر کسی بار سنگین گناه روی دوش او نباشد، بخواهد به‌طرف خدا ارتحال کند، رحلتی به‌طرف خدا کند، راه دور نیست. “وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیک قَرِیبُ المَسافَه” مسافت بسیار نزدیک است. چون یک‌قدم فاصله است و آن این است که: یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست.
وجود مبارک امام سجاد علیه‌السلام در ضمن دعای سحر این مراحل استجابت را بازگو می‌کند. عرض می‌کند:
خدایا می‌بینم که راه‌ها به‌طرف تو کاملاً باز است.
الهم انی اجدسُبُلَ المَطالِبِ إلِیک مَشْرَعَه، تمام راه‌ها باز است. شریعت باز و گشوده است و گشاده است. وَ مَناهِلَ الرَّجاءِ إلِیک مُترَعَه.”
هرکسی به‌طرف تو امیدوار است. تشنه یک مطلبی است آن آبشخور، آن کوثرش، آن نهر و بحری که تشنگان را سیراب می‌کند پر آب است. نهری، بحری بی‌آب نیست.

“وَالإستغاثَهِ بِفَضْلِک لِمَنْ أمَّلَک مَباحَه.”راه برای کسی که از فضل تو بخواهد کمک بگیرد رواست، ممنوع نیست. رفتن این راه‌های باز مجاز است. “وَ أبوابُ الدَّعاء إلِیک لِلْصّارِخِینَ مَفْتُوحَه،”درهای دعا هم باز است. پس از این‌طرف که عنصر اوّل است هیچ مانعی نیست، راه باز است و تشنگان می‌توانند سیراب بشوند و می‌توانند از فضل الهی کمک بگیرند و درهای دعا به‌سوی نیایش کردن باز است. این‌ها عنصر اوّل‌اند.

دوّم:

“وَأعْلَمْ أنَّک لِلْرّاجِینْ بِمُوضِعِ اِجابَهِ وَ لِلْمَهْلُوفِینَ بِمَرصَدِ إغاثِهِ وَ أنَّ فِی اللَّهُفِ إلی جُودِک وَ الرِّضاء بِقَضائِک عِوَضَاً مِنْ مَنْعِ الباخِلِینَ وَ مَنْدُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرِین.”
پروردگارا! من می‌دانم تو برای امیدواران موضع کافی و رسایی هستی. کسی که مَلهوف است و رنج‌دیده و داغ‌دیده و آفت‌زده و آسیب‌دیده و مانند آن است، مُتَلهِّف است و غمگین، تو می توانی مشکل او را حلّ کنی، اغاثه کنی. نیازهای او را برطرف بکنی و اگر کسی تأثّرش را و افسوس اش را و غم و اندوه اش را به جود و کرم و رضا و قضای تو واگذار کند، عِوض منع باخِلین را دریافت می‌کند. عدّه‌ای دارند و عطا نمی‌کنند، بُخل می‌ورزند. عِوض بُخل آن‌ها، جُود و کرم تو جبران می‌کند.
“وَ مَندُوحَهً عَمّا فِی أیدِی المُسْتَأثِرین.”

چهار فراز اجابت دعا،از ابوحمزه ثمالی
چهار فراز اجابت دعا،از ابوحمزه ثمالی

سوم:

بعضی اهل ایثار نیستند، اهل اِستئْثارند. نه‌تنها دیگران را بر خود مقدّم نمی‌دارند، بلکه می‌کوشند خود را بر دیگران مقدّم بدارند. در دستگاه مستأثران جز تنگ‌نظری و تنگنایی چیز دیگر نیست و امّا در دستگاه جُود و کرم تو مَندوح است، سِعه است، گشایش است. یعنی اگر تنگنای تنگ‌نظران جا برای رفتن نیازمندان نمی‌گذارد، وسعت رحمت تو جا برای محتاجان تأمین می‌کند. “و هم أنَّ الرّاحِلَ إلِیک قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّک لا تَحْتجِبُ عَنْ خَلْقِک إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِّئَهُ دُونَک.” این دو تا جمله ازجمله های کلیدی است که تا پایان این دعای نورانی چندین بار در محور این بحث‌های کلیدی مطالبی به عرضتان خواهد رسید که اگر کسی خواست به‌طرف ذات أقدس إله سفر کند، به‌اصطلاح سفر مِنَ الخَلقِ إلَی الحَقّ را طی کند، گرچه وجود مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمود: آه “مِنْ قِلَّهِ الزَاد وَ طُولِ الطَّرِیق” [1] راه طولانی است.
گرچه من استحقاق ندارم، ولی به امید تو آمدم و تو را به‌عنوان عالی‌ترین مرجع و تنها مرجع نهائی می‌دانم. این هم شرط سالک.

چهارم:

و آن عنصر چهارم هم این است که تو مرا دعوت کردی. پروردگارا! تو خودت فرمودی: وَاسئَلُوا اللهَ مِنْ فَضلِه.
اما همین خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام فرمودند: اگر کسی بار سنگین گناه روی دوش او نباشد، بخواهد به‌طرف خدا ارتحال کند، رحلتی به‌طرف خدا کند، راه دور نیست. “وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیک قَرِیبُ المَسافَه.” مسافت بسیار نزدیک است. چون یک‌قدم فاصله است و آن این است که: یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست. برای کسی که سالک الی الله است بیش از یک‌قدم فاصله نیست. یعنی باید روی خواسته‌های خود پا بگذارد، روی هوی پا بگذارد.

وقتی روی هوی پا گذاشت، قدم دوّم را در دالان توحید می‌نهد. یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست! این “وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیک قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّک لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِک” یک‌جمله‌ای است به‌منزله واسطهُ العِقد این دعای نورانی و شبیه این جمله هم از وجود مبارک امام کاظم سلام‌الله‌علیه در وقتی‌که او را برای زندان بغداد می‌بردند در ماه رجب ایراد کرده است که در بیست و پنجم و بیست و هفتم رجب، مخصوصاً دعای بیست و هفتم رجب که وجود مبارک امام کاظم علیه‌السلام آن را قرائت کردند همین جمله نورانی هست. پس هیچ حجابی بین خلق و خالق نیست، مگر خودِ خلق. “و لا حِجابَ بِینَک وَ بِینَ خَلقِک غِیرِ خَلقِه.” و خلق هم به‌عنوان این‌که آیت الهی هستند، مخلوق خدا هستند، حاجب نیستند.
چون آیت حقّ، حجاب حقّ نیست. آنچه حجاب چهره خلق است همان گناه خلق است. “وَ أنَّک لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِک إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَک .” گناهان بَد است که حاجب است و نمی‌گذارد. پس راه باز است. هیچ حجابی هم در کار نیست و این شخص داعی هم بدون حجاب آمده. یعنی اگر گناهی بود توبه کرده است. امری بود اِمتثال کرد، نهی‌ای بود اجتناب کرد، نعمتی بود شکرگزاری کرد.

یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست.
یک‌قدم بر خویشتن نِه و آن دِگر در کوی دوست.

این موانع را برطرف کرد تا این عنصر سوّم را به دست آورد که بعداً عرض می‌کند: “وَ قَدْ قَصَدْتُ إلِیک بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهتُ إلیک بِحاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِک اسْتِغاثَتِی وَ دُعائِک تَوَسُّلِی مِنْ غِیرِ اسْتِحقاقٍ لِاستِماعِک مِنّی وَ لَاسْتِیجابٍ لِعَفْوِک عَنّی بَلْ لِثِقَتِی بِکرَمِک وَ سُکونِی إلی صِدْقِ وَعدِک وَ لَجَأی إلَی الإیمانِ بِتُوحِیدِک وَ یَقِینِی وَ بِمَعْرِفَتِک مِنّی أنْ لا رَبّی غِیرُک وَلا إلهَ إلا أنْتَ وَحدَک وَلا شَرِیک لَک”
گرچه من استحقاق ندارم، ولی به امید تو آمدم و تو را به عنوان عالی ترین مرجع و تنها مرجع نهائی می دانم. این هم شرط سالک. و آن عنصر چهارم هم این است که تو مرا دعوت کردی. پروردگارا ! تو خودت فرمودی: وَاسئَلُوا اللهَ مِنْ فَضلِه [2]
در قرآن کریم فرمود که: سؤال کنید. بخوانید و بخواهید! و تو منزّه تر از آنی که وعده بدهی و انجام ندهی! دعوت بکنی و نپذیری! راه بگشایی، در را باز بکنی و راه ندهی! این‌چنین نیست. “اللّهُمَّ أنْتَ القآئِلُ وَ قُولُک حَقّ وَ وَعدُک صِدق”
خودت فرمودی:
“وَاسْئَلُ اللهَ مِنْ فَضْلِه إنَّ اللهَ کانَ غَفُوراً رَحِیمَاً. وَ لِیسَ مِنْ صِفاتِهِ یا سَیِّدِی أنْ تَأمُرَ بِالسُّئوال وَ تَمْنَعُ العَطِیّه وَ أنْتَ المَنّانُ بِالعَطایا عَلی اَهلِ مَمْلِکتِک . وَالعائِدُ عَلَیْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَأفَتِک.”
خدایا! آن‌ها که از تو نخواستند، آن‌ها را ردّ نکردی. ما که از تو می‌خواهیم! خدایا ! تو که به ماها وعده دادی، ما هم که از تو می‌خواهیم. یقیناً ما را رها نمی‌کنی.

 

 

 

از طريق
پی‌نوشت‌ها:1. نهج‌البلاغه/ کلمات قصار/772. سوره نساء/ آیه 32
منبع
حرم مطهر رضوی
برچسب ها

دیگر پست‌های دیفرمگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن