روانشناسی‌

والدین سلطه جو

روانشناسی والدین و فرزند

مجله آنلاین دیفرمگ- روانشناسی والدین و فرزند، والدین سلطه جو به نوعی دیگر عرصه را بر فرزندان خود تنگ می‌کنند و به آنها آسیب می‌رسانند. والدین سلطه جو از کودکی تا دوران بزرگسالی فرزندان‌شان هنوز هم در هر زمینه‌ای می‌خواهند تصمیمات و انتخاب های آنها را کنترل کنند. این تصمیمات مهمی نظیر انتخاب رشته‌ی تحصیلی، شغل، محل سکونت، سفر و انتخاب همسر را در بر می‌گیرد.

ادعای مرسوم والدین سلطه جو:”من هر چه می‌گویم به صلاح خودت است.”

کنترل و هدایت اگر در شرایطی لازم و ضروری باشد به خودی خود بد نیست. مادری که فرزند دو ساله خود را کنترل می‌کند که وارد خیابان نشود به کودکش لطف می‌کند و ما این مادر را محتاط می‌نامیم نه سلطه جو. این امر زمانی کنترل نامیده می شود که ده سال بعد هم زمانی که فرزند قوه‌ی تشخیص عبور از خیابان را دارد هنوز مادرش بخواهد دستش را بگیرد و او را از خیابان رد کند.

این قبیل بچه ها از ابتدا به انجام وظایف و مسیولیت های مناسب سن و موقعیت‌شان تشویق نشده‌اند اشتباه را تحربه نکرده‌اند و از خطر کردن می‌ترسند، اغلب بعد ها به بزرگسالانی بی‌کفایت و با اعتماد به‌نفس پایین تبدیل می‌شوند که از شکست می‌ترسند آنها معمولاً به پختگی کامل نمی‌رسند و در نوجوانی احساس می‌کنند که بدون والدین‌شان کاری از دست‌شان بر نمی‌آید.

و این در نهایت خواسته‌ی پدر و مادرشان است که فرزندان‌شان به آنها وابسته باشد. والدینی که می‌ترسند کم‌کم در زندگی فرزندان‌شان نقشی نداشته باشند و دیگر به آنها نیاز نباشد، برای ایجاد حس ناتوانی در فرزندان‌شان تلاش می‌کنند این دسته از والدین به شدت می‌ترسند که فرزندان‌شان بزرگ شوند و خانه را ترک کنند، و این والدین اگر حس کنند که فرزندانشان دیگر به آنها نیاز ندارند احساس پوچی و طرد شدن می‌کنند. آنها برای اینکه هیچ گاه کنترل فرزندان‌شان را از دست ندهند بر دخالت‌هایشان نقاب نگرانی می‌زنند، یعنی اظهار دارند تنها نگران فرزندشان هستند. این‌گونه از فرزندان احساس ترس و نیاز و وابسته بودن دارند.

روانشناسی والدین و فرزند
روانشناسی والدین و فرزند

 

والدینی با روش کنترل مستقیم

بدترین نوع والدین سلطه جو آنهایی هستند که خیلی مستقیم و بی تعارف فرزندان‌شان را کنترل می‌کنند و این عبارت را از این دسته زیاد می شنویم :«یا این کاری را که گفتم می‌کنی یا یا دیگر با تو حرف نمیزنم» ، «دیگر به تو پول نمی‌دهم ،دیگر عضو این خانواده نخواهی بود “،اگر اینکارا نکنی من سکته میکنم و مقصرش تویی.»

یعنی این دسته از والدین به خود زحمت توجیه دخالت‌هایشان را هم نمی‌دهند. کنترل مستقیم روش مداخله جویانه است و اغلب باعث حس تحقیر در فرزند می‌شود چرا که می‌پندارد همیشه باید مطیع و فرمانبردار والدینش باشد وگرنه به نوعی تهدید خواهد شد.

برچسب ها

دیگر پست‌های دیفرمگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن