یک دقیقه مطالعه

منتخب روز؛ 17 شهریور

قیام خونین 17 شهریور 1357

چرایی و چگونگی قیام 17 شهریور

ناآرامی‌های بی‌شمار در سال1356 در ایران به حدی بود که خشم و نگرانی شاه را به شدت برانگیخته بود.

شاه که حوادث و قیامهای مردمی را گذرا می دید، در جزیره ثباتش (ایران) میل به آرامش داشت. این در حالی بود که در اواخر سال 1356، چهلم شهدای تبریز در یزد و جهرم و چندین شهر دیگر، خواب راحت را از شاه و درباریان سلب کرده بود. شاه که پایه های حکومتش را لرزان می دید برای آرام نمودن مردم علاوه بر سرکوب، دست به تبعید روحانیت زد که این عمل او هیچ نتیجه خوشایندی در برنداشت. (57 سال اسارات،صص232 – 231)

سال 1357 فرا رسید. تابستان سال 57، دوران پرالتهاب و پرجنب و جوشی برای مردم انقلابی ایران به شمار می آمد که سلطنت پهلوی را به گرداب مرگ فرو می کشاند. سال 57، سال پایانی حکومت پهلوی بود و اعتراضات در برابر این رژیم به اوج خود می‌رسید. اوج این اعتراضات در شهریور همان سال، اتفاق افتاد.

شهریور 57 مصادف با ماه رمضان بود. همین امر سبب شده بود که مجامع و تشکل های مردمی در مساجد، سازماندهی گسترده ای پیدا کند که با هدف حذف رژیم پهلوی و استقرار حکومت اسلامی فعال بودند. اولین جرقه این اقدامات در 13 شهریور که مصادف با عید فطر بود توسط ملت غیور ایران زده شد. تظاهرات 13 شهریور در واقع مبدأ پیروزی انقلاب به شمار می‌آید که در پی آن قیام 16 و 17 شهریور شکل گرفت. در واقع تظاهرات وسیع عید فطر، تیر خلاصی بر پیکره رژیم پهلوی وارد نمود و قدرت اسلام و روحانیت و مردم ایران بیش از پیش نمایان شد. (57 سال اسارت، صص 236 – 232 ؛ آن جمعه، صص10 – 8)

حادثه 13 شهریور در دوران نخست وزیری جمشید آموزگار بود. شاه برای حل این بحران و سرکوب اعتراضات، عنصر دین را نشانه گرفت و به دنبال شخصی ظاهراً مذهبی و اسلامی می گشت تا اینکه،یکی از رجال سیاسی نظام شاهنشاهی یعنی جعفر شریف‌امامی به عنوان یک فرد به ظاهر اسلام‌نما از مجلس شاه رأی اعتماد گرفت.

شاه به دنبال این بود که با تظاهر به مذهب، خشم مردم را فرونشاند. شریف‌امامی به محض بر روی کار آمدن با طرح دولت آشتی ملی چندین عمل انجام دادکه خود را موافق اسلام جلوه دهد.

علی‌رغم تلاش‌های دولت و ساواک برای تعطیلی روز 16 شهریور، مردم بار دیگر در این روز دست به تظاهرات عمومی زدند که این راهپیمایی از قیطریه شروع و به میدان آزادی ختم می شد و مردم با شعارهای علنی‌تر به تظاهرات خود ادامه می دادند.

مردم در تظاهرات این روز، قلب رژیم سلطنتی را نشانه گرفتند و خواهان نظام مطلوب با شعارهای «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بودند. در همان حال مردم برای روز 17 شهریور، ساعت 8 صبح میدان ژاله قرار ادامه تظاهراتی دیگر را فریاد می کردند.

(یک سال سرنگونی رژیم شاه، صص 347 – 341؛ آن جمعه، صص 12 – 11؛تاریخ شفاهی قیام 17 شهریور 1357،صص 47 – 45؛ روزها و رویدادها،ج2 ، صص 98 – 97 ؛ حماسه های ملت به رهبری امام خمینی، صص 65 – 64)

به دنبال این ناآرامی‌ها رژیم شاه تصمیم به سرکوب همه جانبه ملت گرفت. اعلام حکومت نظامی، چاره شاه برای حل این بحران بود که با حمایت کارتر (رئیس جمهور وقت آمریکا) به اجرا درآمد.

دو روز قبل از اعلام حکومت نظامی اردشیر زاهدی پیام کارتر را به ایران آورد و شاه طی جلسه ای با شریف‌امامی، اردشیر زاهدی و تیمسار اویسی، در تهران و یازده شهر دیگر اعلام حکومت نظامی نمودند. این تصمیم زمانی ابلاغ شد که مردم اطلاعی از حکومت نظامی نداشتند.

صبح 17 شهریور فرار رسید و مردم بی‌خبر از حکومت نظامی در ساعت 8 صبح در میدان ژاله تجمع نمودند. تعداد تظاهر کنندگان به حدی بود که خیابانها اطراف را هم فرا گرفته بود. دیری نپایید که نظامیان از همه جهات و حتی پشت‌بام‌های اطراف، تظاهرکنندگان را محاصره کردند. مردم بی اعتنا به تذکر نظامیان به تظاهرات خود ادامه می دادند تا اینکه نظامیان از هر سو مردم بی‌گناه را به آتش گلوله بستند و دریایی از خون بر روی زمین جاری ساختند. عده زیادی از مردم بی‌گناه، شهید و مجروح شدند.

بی‌شک اعلام حکومت نظامی به منظورکشتار و ارعاب مردم صورت گرفته بود ولی در این فاجعه، سیاست های شریف‌امامی مبنی بر دولت آشتی ملی شکست خورد. در حالی که دود گلوله فضا را سیاه کرده بود مردم اجساد شهدا و مجروحین را به بیمارستان ها و درمانگاههای نزدیک می‌رساندند.

در این واقعه عاشورایی ،صحنه کربلایی دیگر رقم خورد و “کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلاء” تداعی شد. مردم و خبرنگاران خارجی این روز را «جمعه خونین یا جمعه سیاه» نامیدند و میدان ژاله از سوی مردم «میدان شهدا» نام گرفت. در این روز تعداد زیادی از مردم به خاک و خون غلتیدند ولی اعتراضات و تظاهرات ملت، پایان نگرفت بلکه با خلق این حماسه مردمی، قدرت و سرعت بیشتری یافت.

فردای روز 17 شهریور، رژیم پهلوی آمار شهدای آن روز را 58 نفر و تعداد کشته شدگان را 205 تن اعلام نمود در صورتی که این ارقام غیر حقیقی بود و تعداد کشته شدگان و مجروحین بیشتر از این بود. قبح فاجعه کشتار مردم بیگناه به حدی بود که هر کسی گناه این عمل وقیحانه را به گردن کسی دیگری می‌انداخت.

شاه با کشتار مردم در روز 17 شهریور متصور شد که می تواند عامل توقف انقلاب شود اما این تصور باطلی بیش نبود و مردم ایثارگر از جان گذشته نه تنها عقب نشینی ننمودند بلکه صفوف مبارزاتی خود را مستحکم‌تر می نمودند.

(57 سال اسارت 248-241 ؛روز ها و رویدادها، ج 2، صص 451 – 447؛ تصمیم شوم جمعه خونین، ص98 – 97؛ تاریخ شفاهی قیام 17 شهریور 1357، صص 81 – 48 ؛گام به گام با انقلاب، ج1، صص 25 – 24؛ یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه،صص 354 – 346).

در واقع شاه با این حرکت، کمر به قتل خود بست و شاهرگ حیات خود را قطع نمود.17شهریور، واکنش علما و و مبارزین و تظاهرات و اعتصابات متعددی را در پی داشت که به سرعت طومار نظام شاهنشاهی را درهم پیچید.

17 شهریور
17 شهریور

نتایج قیام 17 شهریور

رژیم پهلوی در خیال خود با قتل عام مردم در واقعه 17 شهریور تصـور می‌کرد انقـلاب اسلامی را از حرکت بازداشته است اما نه تنها چنین نشد بلکه صف مخالفان رژیم مستحکم‌تر شد.

اعمال دردمنشانه رژیم پهلوی در جمعه سیاه، تعداد زیادی کشته و مجروح بر جای گذاشت که عامل تزلزل پایه های رژیم پهلوی به حساب آمد به طوری که عمق فاجعه چنان بود که زمامِ سیاست وکنترل اوضاع داخلی از دست شاه خارج شد و همان طور که اشاره شد ، هر مسئولی گناه این واقعه را به گردن کسی دیگر می انداخت.

با کشتار مردم نه تنها شاه به آرامش نرسید بلکه جزیره ثبات (ایران) شاه، با ناآرامی‌های زیادی روبرو شد و خشم مردم شدت گرفت که حاصل این خشم، اعتصابات مردم بود که به ضرر رژیم پهلوی بود و دراین بین سیاست‌های دولت آشتی ملی با شکست روبه‌رو شد و فکر برکناری شاه به میان آمد.

هفده شهریور، تداعی کننده 15 خرداد 1342 بود که در این حادثه سفاکی و خون‌ریزی رژیم پهلوی بیش از همیشه نمایان شد و دنیا بیش از پیش به ماهیت انقلابی نهضت ایران پی برد و هویت مردم ایران که در تبلیغات نظام شاهنشاهی مردمی آشوبگر و مخالف اصلاحات به حساب می‌آمدند؛ به مردمی متدین و انقلابی با شعارهای اصیل و رهبری روحانیتی ریشه‌دار تغییر یافت.

در ماحصل قیام هفده شهریور همین بس که شاه، پرچم رسوایی خویش را با کشتار مردم بی‌گناه برافراشت و رشته حکومت از دستش پاره شد و همین امر موجبات ترک ایران را برای او فراهم ساخت.

( تاریخ شفاهی قیام هفده شهریور ؛ ،صص 124 – 115؛ یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه؛  صص 378 – 376 ؛57 سال اسارت؛ ص 242؛ تصمیم شوم جمعه خونین؛ صص 98)

منابع:

1- یزدی دیزجی، علی، کریمی شرفشاده، علی اصغر؛ صفائی، مجید؛ ابراهیمی، محمدنبی؛ صفایی، وحید، روزها و رویدادها (2)، تهران، رامین، چاپ اول، 1377.

2- تصمیم شوم جمعه خونین، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1376.

3- دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران (ج 7)،تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1377.

4- بشارتی، محمد علی، 57 سال اسارت، تهران، عروج، چاپ اول، 1390.

5- شاه آبادی، حمیدرضا، آن جمعه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چاپ اول، 1378.

6- خلیلی، اکبر، گام به انقلاب (ج 1)، تهران، سروش، چاپ اول، 1360.

7- فوزی، ولی الله، حماسه های ملت به رهبری امام خمینی، قم، علمیه.

8- حسینیان، روح الله، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه بهمن 56 تا بهمن 57، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385.

9- مصباح یزدی، محمد تقی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، 1386.

10- طحان، محمد، تاریخ شفاهی قیام 17 شهریور 1357، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1386 .

11 – خمینی،روح الله، صحیفه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم، 1379.

 منبع: حضور، ش 93، ص 61.

منبع : پرتال امام خمینی«ره»

برچسب ها

دیگر پست‌های دیفرمگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن