روانشناسی‌

دایناسوری در اتاق نشیمن

روانشناسی کودک و والد-والدین معتاد

مجله آنلاين ديفرمگ-والدین معتاد- دایناسوری در اتاق نشیمن؛ انکار یکی از رایج‌ترین سازوکارهای دفاعی است که در خانواده‌های الکی بیشترین استفاده را دارد. وقتی یکی از والدین معتاد به الکل باشد، تأثیر روانی‌اش در سایر افراد خانواده درست مانند این است که همواره دایناسوری در اتاق نشیمن نشسته باشد اما اعضای مستأصل آن خانه ناچار به سکوت و نادیده گرفتن آن باشند.

انکار آن دایناسور برای آن‌ها نه‌تنها غیرممکن نیست، بلکه برای ادامه بقا در چنین خانواده‌هایی بسیار معمول و رایج است. در چنین شرایطی انکار تنها وسیله‌ای است که درد افراد آن خانواده را قدری تخفیف می‌دهد.در میان این خانواده‌ها دروغ و پنهان‌کاری مانند اکسیژن در هوا پخش است، که فشاری سنگین و عاطفی بر دوش فرزندان می‌گذارد. در اینجا به داستان فیلیپ می‌پردازیم.

او می‌گفت واضح‌ترین خاطرات من از پدرم در دوران کودکی مربوط به زمانی است که او از سرکار به خانه‌بر می‌گشت و مستقیم سراغ قفسه بطری‌ها می‌رفت. این عادت هر شبش بود. بعد از خوردن چند لیوان، سر میز شام حاضر می‌شد درحالی‌که لیوان پر دیگری در دستش بود .ما فقط ناچار بودیم کاملاً ساکت باشیم تا با او درگیر نشویم فیلیپ توضیح داد که از همان اوایل کودکی مادرشان به او و خواهرش گفته بود که در مورد الکلی بودن پدرشان به کسی چیزی نگویند و آن را مانند یک راز خانوادگی نگه‌دارند، هرچند احساس خجالت ناشی از آن کافی بود تا فیلیپ خودش هم نخواهد کسی در این مورد بداند.

بدین ترتیب اعضای این خانواده به‌مرور یاد گرفته بودند که در بیرون از خانه همواره تظاهر کنند که همه‌چیز خوب و عالی است، و گویی این روش به‌اصطلاح آبروداری نقطه‌ای وحدت بین آن‌ها بود. و جالب این بود که خود پدر خانواده نیز خود را معتاد نمی‌دانست و حاضر نبود بپذیرد که مشکل دارد.

این راز بزرگ پنهان‌شده در اصل دارای سه محور بود:

1.عدم پذیرش و انکار فرد به الکلی بودن و حاشا کردن همه‌ی دلایل و شواهد گویای معتاد بودنش.

2.در بسیاری از این موارد افراد خانواده برای کمک به خودشان در هضم این مشکل دست به توجیه می‌زنند. مثلاً می‌گویند :«پدرم برای اینکه کارش را ازدست‌داده می‌نوشد.»

3.تظاهر به خانواده عادی بودن ترفندی است که بسیاری از اعضای این خانواده‌ها برای جلوگیری از شرمندگی در مقابل خود و دیگران در پیش می‌گیرند. مانند وجود دایناسوری در اتاق نشیمن که علی‌رغم هیبت مهیبش همواره انکار می‌شود.

افراد این قبیل از خانواده‌ها در ذهن خود مفهوم درستی از خانواده‌های عادی ندارند چراکه هرگز آن را تجربه نکرده و تنها به آن تظاهر کرده‌اند. آسیب این امر آنجاست که در این نظام، فرزندان ناچارند دائماً به خودشان دروغ بگویند و به خود تلقین کنند که همه‌چیز خوب و سرهایش است، و این خشت کج از ابتدا باعث از بین رفتن اعتمادبه‌نفس در این دسته از بچه‌ها می‌شود.

کودکانی که دائماً در این اضطراب به سر می‌برند که آیا مردم دروغ‌های آن‌ها را در خوب جلوه دادن زندگی‌شان باور می‌کنند یا فقط تظاهر به باور کردن می‌کنند، هر چه بزرگ‌تر می‌شوند این شک در آن‌ها قوی‌تر می‌شود که دیگران متوجه دروغ‌های آن‌ها هستند و این سبب می‌شود که در قالب فردی خجالتی فرو بروند و بیشتر از پیش از مردم فاصله بگیرند و در برقراری ارتباطات اجتماعی مهارت‌های کمتری کسب کنند.

روانشناسی کودک و والد-والدین معتاد
روانشناسی کودک و والد-والدین معتاد

بدین ترتیب، مشکلات علت و معلول یکدیگر می‌شوند. به همین جهت می‌بینیم که بسیاری از فرزندان والدین الکلی در بزرگ‌سالی مشکل برقراری ارتباطات سالم دارند. ازآنجاکه این افراد ترسی دائمی از برملا شدن شرایط خانوادگی‌شان دارند، از دوست شدن و صمیمی شدن با افراد اجتناب می‌کنند. و درنتیجه بیشتر اوقات تنها هستند.

فرزندان خانواده‌های الکلی در خانه فراموش می‌شوند.

ازآنجاکه زندگی با فردی الکلی و سازگاری با او بسیار دردناک و تنش‌زا است و از سوی دیگر انرژی و فکر زیادی برای پنهان‌کاری در اجتماع می‌طلبد،  وقت بسیار کمی برای توجه به نیازهای روانی عاطفی فرزندان در خانه باقی می‌ماند. بچه‌های این‌گونه خانواده‌ها نیز اغلب احساس می‌کنند که نادیده انگاشته می‌شوند، درست مانند موجودات نامرئی، درحالی‌که فرزندان این خانواده‌ها به توجه و حمایت بیشتری برای رشد سلامت روانی‌شان نیاز دارند.

این فرزندان به‌درستی کودکی نمی‌کنند.

بیشتر فرزندان والدین سمی به‌درستی کودکی نمی‌کنند. در خانواده‌های الکلی یا معتاد به مواد مخدر، والد گرفتار، دنیای کودکی فرزند خود را با رفتارهای بیمارگونه و احتیاجات غیرمنطقی‌اش غصب می‌کند. این والد خود به‌قدری کودک می‌شود که جایی برای کودکان درون خانواده باقی نمی‌گذارد .

دوست داشتن بیمارگونه

طبق آمار از هر چهار فرزند خانواده‌های الکلی دست‌کم یک نفر الکلی می‌شود و بیشتر آن‌ها نخستین لیوان نوشیدنی را از دست والد الکی خود دریافت می‌کنند و نوشیدن الکل ارتباطی صمیمانه و پنهانی بین آن فرزند و والدش ایجاد می‌کند. متأسفانه این قبیل روابط عاطفی بیمارگونه در چشم فرزند نوعی رفاقت و صمیمت ویژه او و والدش به‌حساب می‌آید و بدین‌وسیله کودک درمانده، عشق و توجه والدش را درازای بهایی سنگین به دست می‌آورد.

این فرزندان حتی اگر دوستان و اطرافیان الکلی نداشته باشند، در مقایسه با سایر افراد در معرض خطر بیشتری برای الکلی شدن قرار دارند.

بدتر از همه، روشی که آن‌ها در برخورد با مشکلات از والدین خود آموخته‌اند یعنی مصرف الکل همواره می‌تواند یکی از نخستین انتخاب‌های آن‌ها برای کنار آمدن با مشکلات باشد.

برچسب ها

دیگر پست‌های دیفرمگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن